همه چیز در مورد لرهای ایران زمین

دلنوشته هایی از ایل لر در شهرستان بهبهان استان خوزستان

همه چیز در مورد لرهای ایران زمین

دلنوشته هایی از ایل لر در شهرستان بهبهان استان خوزستان

مشخصات بلاگ

بهبهان یکی از قدیمی‏ترین شهرهای استان خوزستان است که قدمت آن به هزاره دوم پیش از میلاد بر می‏گردد. شهرستان بهبهان با وسعتی معادل 3195 کیلومتر مربع در جنوب غربی استان خوزستان قرار دارد. جمعیت بهبهان حدود 220 هزار نفر است

بایگانی

ایل ساکی

پنجشنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۴، ۱۲:۴۸ ب.ظ

ایل ساکی یکی از ایل‌های لر ساکن لرستان و خوزستان است که پس از کشته شده حسین‌خان ساکی از والیان لرستان رئیس ایل در اوایل حکومت قاجارها فروپاشید و هم اکنون به اشتباه یکی از طایفه‌های ایل سگوند محسوب می‌شود.

http://up.30to.ir/up/30to/Pictures/mataleb/ghadimi/sagvandan.jpg

تاریخ

ریاست قبیله ساکی در دوره تیمور لنگ با امیر جلال الدین حسن بوده است . از آنجایی که قبیله ساکی در آن زمان در شمال خوزستان سکونت داشتند ، وی(حسن ساکی) در یورش تیمور لنگ به مناطق لُرنشین(لُربزرگ و لُرکوچک) از هم پیمانان اتابک افراسیاب حاکم لُربزرگ (بختیاری) محسوب می شد . امیر حسن ساکی به خواسته های فرستادگان اُمرای تیمور تن در نداد و حاضر به یاری دادن سپاه تیمور نشد و بر خلاف میل آنها به یاری اتابک افراسیاب شتافت و در نتیجه جنگ و جدال های فراوان که شرح کامل آنها در تاریخ های متعددی از جمله کتاب خاطرات تیمور لنگ با عنوان «منم تیمور جهانگشا» آمده و از نوشتن آن پرهیز می شود ، اتابک افراسیاب و هم پیمانانش شکست می خورند . جلال الدین حسن ساکی نیز در لُرستان متواری می شود اما عاقبت در خرم آباد دستگیر می شود و او را در همان جا به بند می کشند . پس از مدتی او را از خرم آباد به دزفول می برند و علیرغم پا در میانی برخی افراد سرشناس لُرستان و خوزستان وی را در آنجا (دزفول) به قتل می رسانند.[۲][۳]

پس از قتل امیر حسن بنا به سوابق آشنایی که امیرزاده میرانشاه فرزند تیمور با یکی از فرزندان امیر حسن به نام امیر تاج الدین محمود ساکی داشت ، ریاست بخشی از لُرستان و خوزستان را به وی سپرد . دوره حکومت امیر محمود حاوی داستان ها و گفتنی های زیادی می باشد که ذکر آنها را به مجال دیگری گذاشته ایم .

یکی دیگر از منابعی که در این دوره از ساکی نامبرده است نوشته های حافظ ابرو در کتاب زبده التواریخ است . این کتاب که بیشتر حوادث و کشمکش های پس از تیمور را به تصویر کشیده در بیان وقایع سال 810 هـ ق به یکی از بزرگان قبیله ساکی اشاره دارد . ظاهراً امیر یوسف نامی از اُمرای به نام در آن روزگار در این سال (810 هـ ق ) مورد خشم امیرزاده ابابکر بن میرانشاه بن تیمور گورکانی قرار می گیرد که پس از فراز و نشیب های متعدد پناه به امیر محمود ساکی می آورد تا بتواند سپاهی گرد آورد و به امیر زاده ابابکر یورش برد .

حافظ ابرو در این باره می نویسد :« و امیر یوسف سلطان معتصم را که پسر زین العابدین بن سلطان ابوالفوارس جلال الدین شاه شجاع بن امیر مبارزالدین محمد مظفر بود ، از دختر سلطان معزالدین اویس بهادرخان بن امیر شیخ حسن ، و او در زمانی که حضرت صاحب قرانی آن ممالک را مسخر فرمود ، او به جانب شام گریخته بود و بعد از وفات حضرت [صاحب] قرانی ،دیگر باره به تطمیع جماعتی از افراد الناس به خوزستان آمد و با شیخ زاده که داروغای حویزه بود ، او را مصافی واقع شد و شکست یافته از آنجا پناه به امیر[محمود] ساکی که از مشاهیر احشام لُر دودانگه بود ، برد و بار دیگر غلبه سوار و پیاده جمع کرده بر سر دزفول آمد ». ( ن ک : زبده التواریخ ، حافظ ابرو ص 223-224 )

آنچه از نوشته های بالا می توان نتیجه گرفت این است که ایل ساکی در دوره حکومت گورکانیان بر ایران از ایلات مهم این سرزمین به شمار می رفته است . از این دوره به بعد تا حکومت صفویه اطلاعات اندکی درباره ساکی در دست داریم . اما نگارنده امیدوار است روزی براساس منابع نوشتاری خطی و پژوهش هایی که افراد خارجی انجام داده اند و هنوز زمینه ای برای تصحیح و ترجمه آنها صورت نگرفته ، این خلاء تاریخی نیز برطرف شود .

در دوره های مختلف حکومت صفویه افراد مشهوری از این ایل از خود نامی به جا گذاشته اند . البته غیر از این افراد کسان دیگری هم صاحب نام بوده اند که در حافظه کهنسالان ایل نام آنها فراموش گشته اند .

شیرمحمدسلطان مشهور به آشیر سلطان ، رشید سلطان ، شیخ علی سلطان و نجف سلطان از مشهور ترین بزرگان ایل ساکی در آن روزگار بودند که در فتوحات و نبردهای متعدد هندوستان ، افغانستان ، چالدران و سرکوبی برخی عشایر متمرد ایران در صفوف اول سپاه صفوی قرار داشتند .

در دوره نادرشاه افشار ، افراد زیادی از ایل ساکی همواره در رکاب وی به کشور گشایی و برقراری نظم در ایران پرداخته اند که مهمترین آنها نجف سلطان ، زکی خان ، سردارخان ، سالارخان و... می باشند .

نجف سلطان و زکی خان در سرکوبی شورش خاندان مشعشعی و دیگر اعراب حامی آنها در خوزستان نقش به سزای داشتند . سابقاً سید محمد مشعشعی و پسرش سید علی مشعشعی در خوزستان دعوی مهدویت و خدایی گری داشتند و همواره یکی از خطر های بزرگ برای دولت صفوی و افشار محسوب می شدند . نادر دانست که راهی جز سرکوبی آنها ندارد و در نتیجه شخصاً با جماعتی از لُرستان به هویزه مرکز حکمرانی خاندان مشعشعی یورش برد و آنها را شکست داد .

پس از سرکوبی این خاندان مقتدر و نیرومند به دستور شاه افشار ، زکی خان و حدود یکصد خانوار از ایل ساکی در جهت برقراری نظم و جلوگیری از تعدی این خاندان برای همیشه در آنجا ماندگار شدند . طایفه کنونی ساکی در جنوب و غرب خوزستان بازماندگان این یکصد خانوار ایل ساکی لُرستان هستند و همچنین آقای حاج شیخ عاشور(قاسم) ساکی از بیت سنیبل (تیره سبعین) از نسل زکی خان است که در حال حاضر در هویزه ساکن می باشد .

سردار خان ساکی نیز در لشکر کشی های نادر به سرزمین های شمال ایران وی را همراهی می کرده است و بنا به دستور نادر نامبرده نیز در سرزمین گرجستان ماندگار شده است . احمدبیک متخلص به «اخترگرجی» و محمدباقربیک متخلص به «نشاطی گرجی» فرزندان فرامرزبیک ساکی از شاعران و تذکره نویسان مشهور در دوره زندیه و قاجاریه از نسل همین سردار خان می باشند .

سالارخان نیز در نظم و امنیت محدوده لُرستان تلاش های فراوانی کرده و همواره یکی از حامیان دولت افشار بوده و دربرخی لشکرکشی ها ، سپاه نادر را همراهی می کرده است .

ریاست ایل ساکی در حکومت زندیه با رضاقلی خان ، عباسقلی خان ، علیرضا خان بوده و علاوه بر این افراد ، کسان دیگری چون طهماسب خان ، شهبازخان ، میرزاعلی بیک و... نیز دارای نفوذ قابل توجهی در لُرستان بودند .

ایل ساکی تا مادامی که زندیه بر ایران حکومت می کرده از مهمترین پشتیبانان آن دودمان محسوب می شدند . بر اساس این ارتباط تنگاتنگ با حکومت زندیه در زمان رضاقلی خان و برادرش علیرضاخان ساکی تعداد زیادی از جوانان ایل ساکی جهت کسب علم به شیراز عزیمت می کنند . از نمونه این افراد می توان به مرحوم هادی بیک ساکی(متخلص به شایق لُرستانی) فرزند رضاقلی خان اشاره کرد .

پس از مرگ علیرضاخان طی حکمی میرفلاح خان داماد رضاقلی خان عهده دار ریاست ایل ساکی گردید. مقر حکومتش نیز در آبستان خرم آباد بود. امروزه از آثار قلعه وی فقط یک تپه باستانی به جا مانده که به تپه میرفلاح مشهور است . این تپه در منطقه میل میلک آبستان در کنار جاده سراسری خرم آباد به بروجرد از آثار باستانی لُرستان محسوب می شود .

اما دیر زمانی نگذشت که میرفلاح خان نیز از سوی دولت وقت مأمور سرکوبی شورش اعراب بنی طُرف گردید و پس از اندک زمانی درگذشت . با مرگ وی ، طی فرمانی حسین خان فرزند رضاقلی خان در نهایت شجاعت ، درایت و سخاوت به رهبری ایل ساکی تعیین گردید.

دوره حکومت حسین خان بر ایل ساکی مقارن با آخرین روزهای حکومت زندیه بوده و از آنجایی که پدرش (رضاقلی خان) و عمویش (علیرضاخان) از مهمترین حامیان دولت زندیه بودند و همچنین برادرش هادی بیک (شایق) یکی از صمیمی ترین دوستان نوجوانی و جوانی لطفعلی خان زند محسوب می شد ، ریاست بخش مهمی از لُرستان پیشکوه یعنی بالاگریوه را به وی سپردند .

حسین خان ساکی در همین ایام به واسطه درایت در انجام نظم و امنیت محدوده لُرستان ملقب به « ناظم الامراء لُرستان » گردید.

حسین خان نزدیک بر چهار دهه بر بخش خاوری لُرستان حکمرانی کرد و حوزه حکومتی او از دشت لُور و قیلاب (کوه تنگوان) در شمال اندیمشک تا گردنه رازان(در مسیر خرم آباد به بروجرد) بود . وی بر بالای گردنه ی رازان دیواری به عنوان مرز حوزه ی فرمانروایی خود بنا نهاد که آثار آن هنوز نیز پا برجاست.

ناظم الامراء مردی مقتدر و بخشنده بود و به آبادانی و امنیت توجه زیادی داشت . چنانچه در زمان اقتدارش کسی را یارای دزدی و راهزنی نبود . تجار و بازرگانان سایر شهرها به راحتی با مردم لُرستان داد وستد می کردند . با راهزنان تا سر حد امکان مدارا می کرد و نهایتاً به جهت برقراری امنیت و آسایش بیشتر مردم ، آنها را با فجیح ترین وضع مجازات می کرد تا عبرت سایرین گردند .

حسین خان ساکی در زمان اقتدارش منشأ بزرگترین خدمات به مردم لُرستان گردید . تلاش در جهت کوتاه کردن دست خاندان والی از لُرستان پیشکوه(لُرستان فعلی) و منحصر کردن آنها به حکومت پشتکوه (ایلام کنونی)در زمان آقامحمدخان قاجار به جهت ظلم و تعدی این خاندان به برخی طوایف لُرستان ، ساختن اولین حمام عمومی برای مردم خرم آباد که تا آن زمان از چنین نعمتی محروم بودند ، ساختن چندین پُل و ابنیه به جهت رفاه هرچه بیشتر مردم ، دایر کردن ده ها مکتب خانه در سراسر لُرستان در مسیر سواد آموزی و... از نمونه های بارز این خدمات می باشند .

ناظم الامراء با فتحعلی شاه قاجار و فرزندانش ارتباط تنگاتنگی داشت . از مهمترین شاهزادگان قاجار ، محمدعلی میرزا دولتشاه (فرزند اول شاه) ، عباس میرزا (فرزند دوم و ولیعهد شاه) ، محمود میرزا (فرزند پانزدهم شاه ) از دوستان نزدیک وی محسوب می شدند .

محمد علی میرزا دولتشاه بیشتر گردش ها و لشکرکشی های خود را در کشور با وی (حسین خان) می گذراند و از روزی که به نصیحت آقامحمدخان به فتحعلی شاه ، توسط پدرش علیرغم استحقاق ولیعهد شدن از این پست محروم گشته ، به دنبال بیعت از سران عشایر بود تا شاید روزی به پشتوانه این قبایل بتواند تاج و تخت ایران را به دست گیرد .

دولتشاه در وعده هایش به برخی از این خوانین از جمله حسین خان ساکی ، حسن خان والی ، اسدخان بهداروند از رؤسای ایل جلیله بختیاری و برخی خوانین کرمانشاه و کردستان پست های مهم دربار را هم بخشیده بود و در دیدارهایش ، آنها را با نام وزیر، سپهسالار لشکر و... مورد خطاب قرار می داد . اما در این آرزو بود که اجل مهلتش نداد و پیش از مرگ پدر با همه آرزوهایش بدرود حیات گفت .

ناظم الامراء در ایام دوستی با شاهزاده قاجار به جهت استحکام پایه قدرت خود ، صفیه سلطان دختر محمدعلی میرزا را برای فرزندش کریم خان ساکی به زنی گرفت وهمچنین پس از مرگ دولتشاه با کسب اجازه از فرزندان وی ، همسرش جواهرخانم که دختر یکی از خوانین بختیاری بود را به نکاح خود درآورد .

ایل ساکی در جریان جنگ های چندساله ایران و روس به فرماندهی عباس میرزا، بزرگمرد تاریخ قاجار سال ها در کنار وی در سنگرهای دفاع از میهن دوشادوش پیران دانا و جوانان غیور ایران زمین عَلم غیرت برافراشتند و تعداد زیادی از این ایل در این جنگ ها کشته و زخمی شدند .

در سال های حکومت شاهزاده محمود میرزا در لُرستان حسین خان به اوج عظمت و شکوه خود رسیده بود و در آن زمان بدون شک یکی از نیرومندترین خوانین در غرب و جنوب ایران به شمار می رفت . لذا به جهت تقویت حوزه حکومتی محمود میرزا دست تعدی به محدوده حکومت شاهزاده محمد تقی میرزا حسام السلطنه(فرزند هفتم فتحعلی شاه) انداخت. حسام السلطنه که از تعدیات ناظم الامراء به ستوه آمده بود متوسل به دربار شد و پدر را از خطر قدرتمندی برادرش محمود میرزا و رهبر ایل ساکی آگاه نمود و یادآوری کرد که این مرد (حسین خان ساکی) همان کسی است که سالها در خلوتگه اندیشه دولتشاه فقید وی را تحریک به گرفتن تاج و تخت ایران نمود .

شاه ایران از سخنان مفسدان جاه طلب به اندیشه نشست و فرمان به قتل حسین خان و تجزیه ایل ساکی داد و دیری نپایید که شاهزاده حسام السلطنه پس از متقاعد کردن پدر برای عملی کردن نقشه هایش به مقر حکومتش در بروجرد وارد شد و طی روزها رایزنی با سران عشایر لُرستان ، بالاخره عده ای از اشرار و قطاع الطریق که سالها از ترس نظم حسین خانی در کوه ها متواری بودند را به بروجرد فرا خواند و نقشه شوم ترور ناظم الامراء را به آنها دیکته نمود . این افراد در مسیر گردنه مورت از ارتفاعات کوه کیالان در لُرستان به کمین نشستند و به محض ورود با تفنگ هایی که توسط حسام السلطنه در اختیارشان قرار گرفته بود در یک اقدام ناجوانمردانه او را به قتل رساندند.

پس از این اقدام شاهزاده حسام السلطنه موقع را مغتنم شمرده و با لشکری بالغ بر چهارده هزار مرد جنگی از جماعت لُر و بختیاری عزم حمله به لُرستان کرد . شاهزاده محمودمیرزا نیز در مقابل تعدی برادر سپاهی ساز کرد و دو برادر در برابر هم لشکرآرایی کردند . بالاخره پس از زدوخوردهای پراکنده لشکر محمودمیرزا شکست خورد و شاهزاده در قلعه خرم آباد محصور شد . وی در حین محاصره فرصتی یافت تا به سمت نهاوند بگریزد و از آنجا به دستور پدر به تهران احضار شد . شرح کامل این لشکرکشی ها را محمد تقی سپهر (لسان الملک) کاتب وقت فتحعلی شاه که خود در خرم آباد حضور داشته در کتاب ناسخ التواریخ به طور مفصل نگاشته است .

پس از این واقعه شاهزاده محمدتقی میرزا حسام السلطنه به دلیل کینه ای که از حسین خان ساکی در دل داشت اقدام به قتل و عام خوانین و بزرگان ایل ساکی نمود.

وی دستور داد گروه گروه از خانواده های ایل ساکی را در دیگر طوایف و حتی شهرها تبعید کردند . بر اساس کینه توزی برخی شاهزادگان قاجار اساس و بنیان ایل بزرگ و کهن ساکی در لُرستان برای همیشه از هم پاشیده شد و افراد این ایل زندگی کوچ نشینی را رها کردند و در بیشتر شهرها و روستاهای لُرستان ، خوزستان ، همدان ، ایلام و... سکونت اختیار نمودند .


طوایف و تیره های ایل کنونی ساکی در لُرستان و خوزستان

هسته اصلی ایل ساکی را چهار طایفه بزرگ با نام های بساک یا بساکی، سرچرم ، کلیل وند و پارسی تشکیل می دهند .

از میان این چهار طایفه ذکر شده ، طایفه بزرگ بساک به دلیل کوچ در چندین قرن پیش کمتر ارتباطی با هسته اصلی ایل در لُرستان دارد . این طایفه امروزه جزء ایل جمعی ، ایل بزرگ مِیوند (ممیوند)از شاخه چهارلنگ بختیاری محسوب می شود .

اما عموم افراد ایل ساکی که اکنون در لُرستان و شمال خوزستان و حتی در شهرهای مختلف استان های ایلام و همدان زندگی می کنند ، بعد از تجزیه ایل در سال 1242 هـ ق توسط شاهزاده محمد تقی میرزا حسام السلطنه همچنان توانسته اند بر نظام ایلیاتی خود باقی بمانند امروزه به سه طایفه به نام های کلیل وند، سرچرم و پارسی شناخته می شوند .

از درون این سه طایفه نیز تیره های متعددی به وجود آمده که در این روزگار بیشتر به نامگذاری های جدید شناخته می شوند . به طور مثال : از درون طایفه پارسی دو تیره به وجود آمده به نام های رهداروند و گوران که این دو تیره پس از تجزیه ایل به دلیل جدایی از هسته اصلی و مهاجرت به ایل دیرکوند به نام نیای اصلی خود یعنی رهدار و گوران مشهور گشته اند .

دو تیره دیگر ، یعنی درتنگی و چناروند نیز به محل های زندگی خود یعنی دره تنگ و چنار نامگذاری شده اند . تیره لت کله نیز چون کلاه جد بزرگشان در آتش سوخته به این نام شهرت یافته اند .

تیره گرجی ایل نیز چون حسین خان ساکی رییس ایل ، مقارن ایام زندیه با یک زن گرجستانی ازدواج نموده فرزندان این زن که ستاره خانم نام داشته به هوز گرجی یا گرجی های ایل معروف شده اند .

ساکی های میر نیز که از چند قرن گذشته تا به امروز پیشوند میر را بر نام های خود داشته اند از نوادگان شیخعلی سلطان نامی از طایفه سرچرم هستند که به دلیل رشادت و شجاعت های زیاد در جنگ های دوره صفویه توسط یکی از شاهان صفوی ملقب به میرشیخعلی سلطان گشته است . همه افراد این خاندان از گذشته تا کنون در نام های خود پیشوند میر دارند .

تیره بابا که خادمین بقعه متبرکه سیدزیبا محمد در منطقه مَمیل خرم آباد هستند از احفاد شخصی به نام بابامحمدعالی از طایفه سرچرم می باشند .

اما دیگر طوایف جدا شده از ایل ساکی در بختیاری و جنوب خوزستان نیز به تیره های مختلفی تقسیم می شوند که عبارتند از :

طایفه بزرگ بساک(بساکی):

شامل تیره های : گرگیوند ، قیاسوند ، سیفی ، مزه وند ، پوری، حاجی حاجی ، اتابکی، شهریسوند ، شریف وند ، حیدروند ، تودوی و...

تیره های طایفه ساکی در جنوب و غرب خوزستان :

تیره دوراجه متشکل از :دلفیه ، بیت غافل ، بیت ریحان ، و بیت چیخاو .

تیره شیخ علی متشکل از : بیت شیخ علی ، بواریز ، بیت ترکی و بیت محمدصبیح.

تیره سبعین متشکل از : بیت سنیبل ، حاج فویید ، خمیس ، وهابی و حاج حسین .

تیره خمیس متشکل از : بیت مسکین ، رمیض و حاج عیدی .


ساکی ها در نظام ایلی تابع شرایط ویژه خود بودند . درگذشته رزم آوران و سوارکاران صاحب نامی به شمار می رفتند . در پرورش چند نوع از نژاد اسبان مهارت داشتند . هر گروه از این ایل که در همسایگی دیگر ایلات و طوایف لُرستان زندگی می کردند به واسطه شجاعت و درایت و حتی ثروت فراوان از افراد مشهور آن طوایف محسوب می شدند . بر سفره ی آنان دوست و دشمن می توانستند در امان باشند .

همانطور که قبلاً نیز اشاره شد ساکی ها از گذشته تا کنون منشاء خدمات بزرگی در لُرستان بوده اند . از جمله این موارد در عصر حاضر می توان به تفکیک دقیق کلیه املاک لُرستان و برطرف کردن عداوت و نزاع های ملکی در بین طوایف توسط شادروان حاج علی اکبر محروم ساکی ، نوشتن اولین کتاب تاریخ لُرستان و ساخت زیربنای شهر کنونی خرم آباد توسط شادروان علی محمد ساکی شهردار سابق خرم آباد(در سال های 49-56) ، تهیه اولین فهرست آثار باستانی و بررسی جغرافیای تاریخی لُرستان در چندین جلد کتاب ، زنده کردن و رشد دادن موسیقی لُری توسط استاد حمید ایزدپناه فرزند مرحوم میرزاقاسم ساکی مدیرکل سابق فرهنگ و هنر استان لُرستان (در سال های 46-57)و ده ها مورد دیگر اشاره کرد.

افراد زیادی از این ایل از گذشته تا امروز در مشاغل مهم دولتی و لشکری در کشور از خود نامی به جا گذاشته اند که بواسطه خارج بودن از حوصله بحث از ذکر آنها پرهیز می شود .

منبع

  • سینا موسوی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی